تبليغاتX
.:خلوت شبانـــه:. تبلیغات پیامکی
.:خلوت شبانـــه:.

دست نویس های احمــــد

اينقدر زمان زود ميگذره كه گاهي آدم روزها را گم ميكند،اينكه امروز چه روزيه و چه كاري بايد انجام بده !منم يجورايي خودمو توي اين زمان گم كردم .

زمان برايم به حدي زود مي گذرد كه حتي كارهايي كه به خودم قول داده بودم انجام بدم را هنوز به پايان نرسوندم .

تيك تاك ساعت ما رو هول ميده به سمت سال جديد ،حالا چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد پا ب پاش حركت كنيم ..

اكثرمون ساعت هاي پاياني سال كه ميشه ،يه زماني كه فرصت خلوت كردن با خودمون و پيدا مي كنيم به اين فكر مي كنيم كه سالي كه ازش چند روزي بيشتر نمونده رو چجوري سپري كرديم ؟!!

اتفاق خوب و بد زيادي را تجربه كرديم كه با فكر كردن به آنها انحناي خط لبهامون به سمت بالا ميره و مي خنديم و يا به سمت پايين مياد و ناراحت ميشيم .

هميشه در اين لحظه خلوتگاهي كه با خودمون داريم ،قول ميديم كه سال جديد چه كاري كنيم و چه كاري نكنيم . من تقريبا از سالي كه گذشت راضي نبودم و نيستم اما ميان اين نارضايتي اتفاقاتي برايم افتاد كه كمي اين نارضايتي را مي پوشاند./

مثل كار كردن روي چند تا ايده كاري و درآمدزايي ،بودن در كنار دوستان خوب و خانواده و از همه مهم تر موفقيت هاي علمي و ...

سالي كه پيش رو دارم و پر فراز و نشيب ميبينم كه همراه با اتفاقات خوب و بد است

به قول يكي از دوستانم ، شدم مثِ ناخدايي كه كشتي زندگيش و داره وارد يه دريا ي تازه مي كنه و ميپرسه : خوب ناخدا احمد دريا رو چطور ميبيني ؟

لپ كلام"

روزاي پاياني يه دودوتاچهار تا با خودت بكن و يه نيگاه به عقب بنداز و بعدش ...

بعدش و ديگه تو بايد بگي!

كه سال جديد چه كاري مي خواي انجام بدي ،به كجاها مي خواهي برسي ؟

كدورت و دشمني و تو همين سال 90 چالش كن و با يه دل صاف و پاك برو تو سال جديد

امسال و يجور ديگه شروع كن..سالي باشه خاطرش تا آخر عمر باهات بمونه ..

بخدا سخت نيس

بهش فكر كن

اول خودم شروع ميكنم ، من كه رفتم تا سال بعد مطلب بنويسم

اميدوارم سال خوبي پيش رو داشته باشيد .

نوروزتان پيروز

يا علي

 

 

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1390ساعت توسط ¤ A H M A D ¤| |

سلام به دوستان با وفا و بی وفا !

چه اونایی که پیام خصوصی میذارن و منتشر نمیشه و چه اونایی که پیام عمومی میذارن و فقط بعضی از اون پیام ها منتشر میشه !

بعد از یک وقفه کم و بیش طولانی برگشتم ، اما نه برای نوشتن !

قالب تکونی کردم .

راستــــــــی : ولنتاین مبارک  :دی


برچسب‌ها: ولنتاین, قالب جدید
نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1390ساعت توسط ¤ A H M A D ¤| |

دلیل اینکه بعد از مدتی تصمیم گرفتم بنویسم خیلی چیزاست

مدت زیادی نمیشه که اینجا نبودم اما درست مثل خونه های قدیمی ،روی طاقچه های این وبلاگ و گرد و غبار گرفته .منم سعی میکنم آروم حرف بزنم تا این گرد و غبار پاک نشن و شما را اذیت نکنم .

تصمیم ندارم شلوغش کنم و به کسی بی احترامی کنم ،فقط می خوام حرفم به گوش بعضی ها برسه ...

http://up.persianv.com/images/t33590gr4xcia36c5w2.jpg


راستی فصل پاییز ِ ، یک فصل سرد ، خیلی سرد.

مدتی است که حرفایی پشت سرم هست که اذیتم میکنه و بهم گفته میشه گاها یه حرفایی از جنس طعنه!

آنقدر اذیتم کرده این حرف که دیگه کاری کرده بشینم و اینجا بهش اشاره کنم .

واقعا چیزی که جالبه برام اینکه که همه فکر میکنن احـــمد یه مردیه که دور و برش کلی پسر و دختر جور و واجور هستش و هیچ وقت تنها نیست، شاید این جمله رو بیشتر از هزاران بار شنیدم و بعدش یک لبخند سرد روی صورتم نشسته و با خودم گفتم چه دل ِ خوشی دارن کسایی که همچین فکری و می کنن !

این اتفاق خیلی وقته که فکرم و مشغول کرده، تو فکر ِ اینم که آدما چه به روز خودشون و زندگیشون میارن.

ببین دوست من ! اون چیزی که شما در ذهنت داری و آنقدر هم بهش ایمان آوردی که جزئی از اعتقادت شده در واقع همون احوالیه که تو زندگی بهت گذشته، توی زندگی خودت ، خودِ تو .. نه کس ِدیگه !

پس نباید با قاطعیت در مورد چیزی که نمیدونی صحبت کنی ،می دونی چرا؟

چون زندگی هر کدوم از ما ها با راهی که میریم فرق میکنه! درسته که هدف ممکنه یکی باشه اما راهش هیچ وقت یکی نیست .

چیزی که از مردم می بینم و این چند وقت اخیر باعث شد بعضی از مهم ترین افراد زندگی مو بشناسم ،رابطه احساسی بود که با دیگران داشتند ! خوب که چه؟ به کجا می خواین برسین؟

جدیدا شک کردم به بعضی از جمله ها ،عبارت ها و واژه ها :

چرا میگن : همه مردها سر و ته یک کرباسن؟!! چرا برای خانم ها این صدق نمی کنه؟

بگذریم...

برگردم به قصه خودم :

خلاصه هر کی می دید ما رو می گفت تو یکی سرت شلوغه . خواستم به همون آدم هایی که از دور چوب قضاوت به زندگی احــمد میزنن بگم :

من همونم که شب های تنهاییش و توی بام گرگان می گذرونه و توی شبهای سرد پاییز بیشتر از اینکه نگران خودش باشه نگران همون هایی است که دارن این جمله رو بهش میگن .

ای کاش اونایی که حرف زدن و یاد نگرفتن حداقل حرف نزدن و یاد بگیرن .

من همیشه تنها بودم. حتی همین الانم تو این شب سرد که دارم اینو می نویسم ، با آهنگ گروه Eagles بنام Alive  تنهاییمو ســـَر میکنم .

راستش دیگه نمی خوام خلوتم و با گرم ترین آغوش دنیا عوض کنم چرا که حداقل بعدها شرمنده عشقم نمیشم.

* بی وفایی کن وفایت می کنن

با وفا باشی خیانت می کنن

مهربانی گرچه آیینه خوشیست

مهربان باشی رهایت می کنن


احمد نوشت: عکس از مرتضی ایزدی ( مکان: بام گرگان - جاده هزار پیچ )


برچسب‌ها: بام گرگان
نوشته شده در شنبه 19 آذر1390ساعت توسط ¤ A H M A D ¤| |

کفتر جـــَلد خونمون ،کفتر خوب و مهربون ،شاه همه پرنده ها وقتی میری به آسمون نقطه میشی توی هوا .. 

نگاهت به دستای منه ! تنت کجا؟ دلت کجا؟ نگاه عاشقت کجا !؟

داشتم فکر میکردم چی بنویسم که آهنگ سیاوش و شنیدم :   

           http://up.persianv.com/images/da2ydi4gfd9hqgo5qomz.jpg

سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست

بذار شاکی خودش دار ِ  ، خودش گیر ِ ،گرفتار  ِ ... 

همون بهتر که ساکت باشه این دل ، جدا از این ضوابط باشه این دل ، از این بدتر نشه رسوایی ما .. که تنها تر نشه تنهایی ما ..

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه ! بهایی داشت این دل که در این روزها نمی ارزه ..

کار ما گذشته از شکایت ...


از زندگی کردن ،عمل کردن ، احساس کردن برای آنکه به این یکی حق بدهم و به آن یکی ندهم خسته شده ام.

از اینکه مطابق تصویری که دیگران از خودم به خودم می دهند ،زندگی کنم خسته شده ام .

حتی گاهی باید کسی باشد که بتواند از فاصله های دور هم دلت را بدون دست نوشته بخواند .

من امروز ایستاده ام و برای ایستادنم هزار بار افتاده ام . امروز و در این لحظه به آنهایی می اندیشم که روی شانه هایم گریه کرده اند و نوبت من که شد دیگر نبودند .

هزاران سوال توی این ذهنم در حال رژه رفتن است که برای هیچ یک جوابی ندارم ..

محکوم به سکوت و نپرسیدن هستم، محکوم به عاشق نبودن ... اسیرم به جرم عاشقی به اینکه کسی را دوست دارم و باورم ندارد یا اینکه اسیر یک عشق یکطرفه ... 

من مانده ام

سکوت مانده است

و عشقی در دل ...

پ.ن:  نداریم .. سکوت ..



نوشته شده در دوشنبه 16 آبان1390ساعت توسط ¤ A H M A D ¤| |



Author blogs Website Editor